کمترازیک هفته دیگه من سی ساله میشم.یادمه کوچیکترکه بودم تصورم ازسی سالگی یه خانم خونه دار بود بادوتابچه
اماچیزی که هستم کلا باتصورم فرق داره.صادقانه بخوام بگم بیست ونه سالگی اصلا برام خوب نبود.خیلی اذیت شدم خیلی اشک ریختم خلاصه اینکه دوست دارم زودتر این چندروزه باقی مونده ازبیست ونه سالگی نحس هم بگذره.حسم به سی سالگی خوبه مطمئنم قراره به رویاهام برسم.
ولی ازهمه مهمتر منتظریک نشونم یک هدیه ازطرف خدا برای اون روز.خداجونم امیدمو ناامید نکن 



درباره این سایت